تبليغاتX
روسپی بی گناه
کاش می تونستم تو سرت کنم که اگه باهات نمی خوابم به دلیل بی علاقگی نیست و دقیقا بر عکسه

من با تو نمی خوابم چون تو تنها مردی هستی که دوست دارم باهات زندگی کنم نه اینکه باهات زندگیمو بگذرونم

فرق تو با مردایی که منو لمس کردن همین جاست اونهارو خواستم برای گذروندن یک شب و تو رو برای یک عمر

پ.ن:من خوب می دونم تضمینی برای موندن مردی که با من می خوابه نیست اما برای تویی که تشنه ای چی؟

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 به قلم روسپی بی گناه | لینک ثابت |

تصمیم گرفته بود جبران کنه همه ی گذشته ی سیاهش رو.اما این سیاهی قصد نداشت سایه اش رو از سرش برداره واسه همین رفت و هیچ وقت معلوم نشد کجا رفته!

گذشته ای داشت که همه ی آیندشو به ویرانی کشید.

پ.ن:پس ما حد اقل آرزو کنیم هر جا که هست موفق باشه

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 به قلم روسپی بی گناه | لینک ثابت |

حالم از این زندگی نکبت بار به هم می خوره.

خسته شدم از این همه بودن !

نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 به قلم روسپی بی گناه | لینک ثابت |