تبليغاتX
روسپی بی گناه
فردا-ای فردای سیاه!

فردا روزی خواهد بود که احساسات یک دختر بیچاره ی تباه حال را قربان اراده خواهند کرد.

فردا روزی خواهد بود که مرا گوسفندوار به سلاخ خانه ی تحکم خواهند کشید.

...

فردا آنچه را از روز ازل برای من بینوا قسمت کرده اند نصیب من خواهد شد.

...

سفاهت را ببینید!

ظلم را تماشا کنید!

ای بیهوده ازدواج!

ازدواج اجباری!

ازدواج روح گداز!

                                                      (روزگار سیاه-عباس خلیلی)

پ.ن:صبر کنید دیر یا زود برمی گردم و می نویسم و می خونم.

نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386 به قلم روسپی بی گناه | لینک ثابت |

چه فرقی هست بین نوشتن و ننوشتن؟

اونایی که می فهمن همونایی هستن که تجربه کردن اون هایی که نمی فهمند تجربه نکردن پس چه فایده؟با خوندن کسی به درک نمی رسه اون هایی هم که درک می کنن باید از حرف تکراری خسته شده باشن.

تجربه هامون محدود شده

پ.ن:فکر کنم فقط خودم قهمیدم چی گفتم.جدی نگیرید

نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386 به قلم روسپی بی گناه | لینک ثابت |